#وداع

#عید_فطر 

#امام_رضا 

#زیارت
سفره آخر جمع شد ، سائل ولی در خانه ماند

جای لبهای من میخواره بر پیمانه ماند
دست و پا کردی برای باده نوشان کاری و

در دل من آرزوی خدمت میخانه ماند 
دانه خوردند و پریدند از کنار سفره ات

یک کبوتر از کبوترهای تو بی دانه ماند
نان مشهد خورده ام ، جز این نمی سازد به من

این کبوتر جلد دستان تو شد در لانه ماند
نان خورت هستم ، زکاتم را تقبل کن خودت

این گدا چشمش به حاتم بخشی سالانه ماند
پایم از باب الجوادت رد نشد ، اذنم بده

چون گداهای سر کویت سرم بر شانه ماند
نوکرت تا پشت در با پای عقلش راه رفت

در حرم با پای دل زائر شد و دیوانه ماند
گنبدت خورشید را گرم طواف خویش کرد

هر کسی پیش نگاهت شمع شد پروانه ماند
#محسن_ناصحی

موضوعات: اعتقادی
[یکشنبه 1404-01-10] [ 09:47:00 ق.ظ ]