نوای دل








من كالاي ايراني مي خرم


من کالای ایرانی میخرم






اوقات شرعي





سخني از بهشت





ولایت


روزشمار غدیر



وصيت نامه شهدا


وصیت شهدا



دانشنامه مهدويت


مهدویت امام زمان (عج)



رتبه


  • رتبه کشوری دیروز: 83
  • رتبه مدرسه دیروز: 2
  • رتبه کشوری 5 روز گذشته: 57
  • رتبه مدرسه 5 روز گذشته: 1
  • رتبه 90 روز گذشته: 488
  • رتبه مدرسه 90 روز گذشته: 2




  • آمار بازديد






    تدبر در قرآن


    آیه قرآن



    حدیث موضوعی


    حدیث موضوعی
     
      انتخاب باشما.. ...

    انتخاب با شما ….
    به چه كسي راي مي دهيد….

    موضوعات: مناسبت ها, دشمن شناسي
    [دوشنبه 1396-02-25] [ 10:38:00 ق.ظ ]



     لینک ثابت

      انتخاب با شما... ...

    انتخاب با شما …
    به چه كسي راي مي دهيد…

    موضوعات: مناسبت ها, دشمن شناسي
     [ 10:34:00 ق.ظ ]



     لینک ثابت

      انتخاب با شما ... ...

    انتخاب با شما …

    به چه كسي راي مي دهيد….

    موضوعات: مناسبت ها, دشمن شناسي
     [ 10:27:00 ق.ظ ]



     لینک ثابت

      زمین بهشت می شود... ...

    زمین بهشت می شود
    اگر :

    مردم بفهمند

    عیبی بزرگتر از قضاوت کردن دیگران نیست
    گناهی بالاتر از حق الناس نیست
    ثوابی بهتر از خدمت به دیگران نست
    ….

    موضوعات: اخلاقي
    [چهارشنبه 1396-02-06] [ 08:32:00 ق.ظ ]



     لینک ثابت

      من وتو چه هستیم.... ...

    روزی امام کاظم علیه السلام ،از کوچه های بغداد می گذشت.
    از یک خانه صدای تار وتنبور بلند بود،ومی رقصیدند وپایکوبی می کردند.

    اتفاقاً یک خادمه از منزل بیرون آمد در حالی که آشغال هایی همراهش بود وگویا می خواست بیرون بریزد.

    امام به او فرمود: صاحب این خانه بنده است یا آزاد؟!
    گفت: از این خانه بهه این مجلل این را نمی فهمی ؟
    اینجا خانه “ُبُشر” است یک از رجال یکی از اشراف یکی از اعیان معلوم است که آزاد است.
    امام فرمود بله ، آزاد است اگر بنده بود که این سر وصدا ها از خانه اش بلند نبود.
    بُشر ، متوجه شد

    به خادمش گفت چرا آمدنت طول کشید ؟!
    گفت آن مرد حرف عجیبی زد! گفت صاحب خانه برده است یا آزاد!

    من گفتم آزاد است اوهم گفت بله آزاد است اگر بنده بود که این سر وصداها بیرون نمی امد.
    بشر گفت علائم ونشانه های مرد چه بود .
    علائم ونشانه ها را که گفت فهمید موسی بن جعفر است گفت کجا رفت؟
    پایش بدون کفش بود به خود فرصت نداد که برود کفش هایش را بپوشد برای اینکه ممکن است آقا را پیدا نکند.
    دوید خودش را انداخت به دامن امام و عرض کرد :شما راست گفتید!
    من از همین ساعت می خواهم بنده خدا باشم.

    موضوعات: اعتقادی, اخلاقي
    [یکشنبه 1396-02-03] [ 09:27:00 ق.ظ ]



     لینک ثابت

      گم شده ام .. ...

    خداوندا:
    نه آنقدر پاکم که مرا کمک کنی
    و نه آنقدر بدم که رهایم کنی…

    میان این دو گم شده ام
    هم خودم و هم تو را آزار میدهم…
    هر چه تلاش کردم نتوانستم
    آنی شوم که تو میخواهی
    و هرگز دوست ندارم
    آنی شوم که تو رهایم کنی…

    خدایا دستم به آسمانت نمی رسد اما تو که دستت به زمین می رسد بلندم کن…

    موضوعات: ادبي -شعر و..., دل نوا
    [چهارشنبه 1396-01-30] [ 08:43:00 ق.ظ ]



     لینک ثابت

      خلاصه تمام دانش ها ...

    دانشمندي در بيابان به چوپاني رسيد و به او گفت:
    چرا به جاي تحصيل علم، چوپاني مي كني ؟!
    چوپان در جواب گفت:
    آنچه خلاصه دانش هاست ياد گرفته ام.
    دانشمند پرسيد: خلاصه دانش ها چيست؟!
    چوپان گفت : پنج چيز است:
    1- تا راست تمام نشده ،دروغ نگويم
    2- تا مال حلال تمام نشده، حرام نخورم
    3- تا  عيب وگناه خود را پاك نكردم، عيب مردم نگويم
    4- تا روزي خدا تمام نشده ،به در خانه ديگري نروم
    5- تا قدم به بهشت نگذاشته ام از هواي نفس وشيطان غافل نشوم

    دانشمند گفت: حقا كه تمام علوم را ديافته اي ،هركس اين پنج خصلت را داشته باشد
    از آب حقيقت،علم و حكمت سيراب شده است.

    موضوعات: اخلاقي
    [سه شنبه 1396-01-29] [ 08:41:00 ق.ظ ]



     لینک ثابت